تحلیل و تعلیل شاکله عرفان شیعی از اهمیت و ضرورت خاصی در تولید و تبیین عرفان اهل بیتی برخوردار است. از آنجا که عرفان اسلامی جزئی لاینفک از اسلام و برخاسته از متن اسلام است، هر کدام از مکاتب تسنن و تشیع برخوردار از عرفان بر اساس منبع مشترک قرآن و سنت پیامبر است؛ بنابراین هم عارفان سنّی و هم عارفان شیعی داریم؛ اما همان طور که کلام و فقه شیعه داریم، عرفان شیعه نیز خواهیم داشت و همان گونه که بین کلام و فقه شیعه و سنّی بهرغم اشتراکهای بنیادی، تفاوتهایی هست، بین عرفان شیعی و سنّی هم در کنار اشتراک در ارکان و اصول آموزههای اسلامی تفاوتهایی هست که آنها را از هم متمایز میکند. شاکله عرفان شیعی را کتاب و سنت مبتنی بر عنصر «امامت و ولایت» تشکیل میدهد؛ بدین جهت مهمترین تفاوت در دیدگاه دو مکتب، تفاوت در مفهوم و مصداق «امامت و خلافت» است که هر یک آثار اعتقادی و عملی و در نتیجه عرفانی ـ سلوکی خاصی در پی دارد. از جمله آثار تفاوت یادشده این است که در تشیع، بین «شریعت و عرفان» و همچنین بین «عرفان و سیاست» هرگز ناسازگاری و تعارضی رخ نمیدهد؛ زیرا مرجعیت شرعی، معنوی و سیاسی از آن اصل «امامت» و «امام» است؛ اما بر اساس خلافت و امکان جدایی بین مرجعیت شرعی، معنوی و سیاسی زمینه برای بروز اختلاف و ناسازگاری بین این ابعاد فراهم است. نتیجه آنکه مسئله اصلی نوشتار حاضر تبیین شاکله عرفان شیعی و بیان امتیازات آن از عرفان اهل سنت است که دستاوردهای آن در تبیین مقومات و ممیزات عرفان شیعی و نسبت بین شریعت و عرفان و عرفان و سیاست، رابطه عاطفی و معنوی با امام و عرفان جهادی و حماسی با معیار امامت و ولایت است که با روش نقلی و عقلی و تحلیل محتوایی حاصل شده است.