عرفان اسلامی مصطلح دارای دو جنبه است: یک جنبه عرفانی و دیگری جنبه اجتماعی که در این بُعد با «تصوف» پیوند خورده است. درباره نسبت عرفان اسلامیِ مصطلح با عرفان مبتنی بر یا مُلهم از قرآن و حدیث ابتدا باید بدانیم که عرفان اعم از اسلامی، مسیحی یا هندویی و بودایی و... دارای مجموعهای از اصول، آموزهها و ویژگیهای مشترک است. از این مجموعه برخی «جوهری» و ذاتی عرفاناند؛ به طوری که هیچ مکتبی بدون اینها عرفان محسوب نمیشود و برخی آموزهها و ویژگیها «اصولی» اند؛ یعنی علیالاصول در هر عرفانی هست، اگرچه ممکن است برخی عرفانها فاقد برخی از آنها باشند که در این صورت عرفان «ناقص» محسوب میشوند و برخی از این آموزهها و ویژگیها «عمومی» اند؛ یعنی در عموم عرفانهای شناختهشده وجود دارند؛ اگرچه ممکن است برخی عرفانها فاقد برخی از این دسته ویژگیها و آموزهها باشند که در این صورت باید آنها را عرفان ویژه یا «خاص» محسوب کرد.