بیان و تبیین مبانی عرفان وحیانی یکی از ضرورتهای اجتنابناپذیر عصر کنونی و نیازهای دوران ماست. عرفان اسلامی در سیر تطور و تکامل خود، ظرفیتی یافت و از انتزاعیبودن محض به انضمامیشدن تبدیل شد و در تولید علوم انسانی ـ اسلامی و گفتمانهای مورد نیاز امروز جامعه اسلامی و حکومت ولایی نقشآفرین گردید؛ به همیندلیل به پالایش و پیرایش محتاج است. از آنجا که عرفان وحیانی به معنای عرفان برساخته و برخاسته از متن کتاب و سنت، از چنین ظرفیت بالایی در مقام ثبوت برخوردار است، میباید در مقام اثبات نیز این ظرفیت بالقوه و بالفعل، عیان و بیان گردد. کشف و تولید عرفان وحیانی مترتب بر مبانی خاص خود بوده و تا زمانی که استخراج و تبیین نشود، نمیتوان منطق کشف آن را مطرح کرد و برایند و بروندادهای واقعی عرفان وحیانی را در دوره جدید، بهخصوص تمدنسازی نوین اسلامی نشان داد. بنابراین ضرورت تحقیق و تحقق مبانی عرفان وحیانی، البته با بهرهگیری از میراث عظیم عرفان موجود در مقام تحلیل و تعلیل، توصیف و تبیین، تحکیم و تثبیت معارف عرفانی وحیانی، امری روشن و واضح خواهد بود