تحلیل و نقد نگاه مجتهد شبستری به گستره علم اصول و اجتهاد فقهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

چکیده

آقای محمد مجتهد شبستری در یکی از یادداشت‌های خود با عنوان «چرا دوران علم اصول و اجتهاد فقهی به پایان رسیده است؟» مدعی است از صدر اسلام تا دوران پیش از رنسانس فقیهان با اتکا بر یک نظریه کلامی در تمام قلمروهای زندگی آیینی یا اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مسلمانان تکلیف تمام مسایل را آن هم فقط با استنباط از قرآن کریم و سنت و اجتهاد فقهی در آن‌دو منبع روشن می‌کردند. این روش اما پس از دوران رنسانس و هجوم مسایل جدید و مستحدثه هم ادامه داشته اما به‌تدریج و به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی با مشکل جدی روبه‌رو شد زیرا مسایلی پدید آمد که هیچ ارتباط و منشأی در کتاب و سنت نداشته‌اند؛ در نتیجه کل فتاوای فقیهان در این‌باره هم فقط مبتنی بر امور عقلایی و علوم روز بوده و ریشه‌ای در کتاب و سنت ندارند. در حقیقت این علوم روز هستند که تکلیف مسایل مستحدثه را روشن می‌کنند و نه علم اصول و اجتهاد مصطلح فقهی؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که دوران علم اصول و اجتهاد فقهی به پایان رسیده است.
مقاله پیش‌رو در دو جهت به نقد مدعیات آقای مجتهد شبستری در این‌باره پرداخته است؛ ابتدا نقطه نظرهای وی درباره نظریه پشتیبان اجتهاد فقهی به نقد کشیده خواهد شد سپس نتیجه‌گیری وی مبنی بر عدم کارایی این نظریه مورد واکاوی قرار گرفته و ضمن نشان‌دادن مغالطه‌ها و اشتباه‌های فاحش علمی وی، به اثبات این مسئله می‌پردازد که علم اصول با بالندگی و پیشرفت خود و اجتهاد فقهی با پویایی خود می‌تواند پاسخ‌گوی تمام مسایل مستحدثه و جدید باشد و مواردی که توهم شده که تابع روش‌های عقلایی صرف و نه مستنبط از کتاب و سنت است، اثبات خواهد شد که اصولاً از سنخ مسایل استنباطی نبوده بلکه ابزارهای اجرایی احکام اولیه یا از سنخ احکام حکومتی و اختیارات حاکم بما هو حاکم است که روش‌شناسی خاص خود را دارد.

کلیدواژه‌ها


  1. آخوند خراسانی، ملامحمدکاظم؛ فوائد الاصول؛ تهران: وزارت ارشاد، 1407ق.
  2. حایری‌اصفهانی، محمد‌حسین؛ الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه؛ قم: دار احیاء العلوم الاسلامیه، 1404ق.
  3. دربندى، آقابن‌عابد؛ خزائن الأحکام: قم: مؤلف، [بی‌تا].
  4. سبحانی‌تبریزى، جعفر؛ تهذیب الاصول، تقریرات درس امام خمینی;؛ قم: دارالفکر، 1382.
  5. سند، محمد؛ ملکی‍ة الدول‍ة؛ نرم‌افزار کامپیوتری نور.
  6. شعرانی، ابوالحسن؛ المدخل الی عذب المنهل فی اصول الفقه؛ تحقیق رضا استادی؛ قم: مؤسسه الهادی، 1373.
  7. صادقی‌تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن؛ چ12، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی، 1406ق.
  8. صدر، محمدباقر؛ اقتصادنا؛ قم: مکتب الاعلام الاسلامی، 1375.
  9. صدوق، محمدبن‌علی؛ من لایحضره الفقیه؛ چ2، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1413ق.
  10. ــــــــ؛ امالی؛ بیروت: انتشارات اعلمی، 1400ق.
  11. ــــــــ؛ عیون اخبار الرضا7؛ تهران: انتشارات جهان، 1378ق.
  12. طباطبایی، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیرالقرآن؛ چ5، قم: دفتر انتشارات جامعه مدرسین، 1417ق.
  13. عرب‌صالحی، محمد؛ روش‌شناسی حکم؛ چ2، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1394، چاپ دوم.
  14. ـــــ؛ «ماهیت حکم حکومتی و برایند روش‌شناختی آن»؛ فصلنامه حقوق اسلامی، ش37، 1392.
  15. فیض‌کاشانی، ملامحسن؛ الاصفی فی تفسیر القرآن؛ قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1418ق.
  16. قدسی، احمد؛ انوار الاصول، تقریرات درس ناصر مکارم‌شیرازی؛ 1428ق، چ2، قم: مدرسه امام علی‌بن‌ابیطالب;، 1428ق.
  17. کاشانی، ملافتح‌الله؛ زبدة التفاسیر؛ قم: بنیاد معارف اسلامی، 1423ق.
  18. کلینی، محمدبن‌یعقوب؛ الکافی؛ چ4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407ق.
  19. مجتهد شبستری، محمد؛ «چرا دوران علم اصول واجتهاد فقهی سپری شده است؟» منتشرشده در وب سایت شخصی وی به آدرس: com مورخ 21/11/94
  20. ــــــ؛ «در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود»؛ خبرگزاری انصاف، ensafnews.com، مورخ 18/2/95.
  21. ـــــ؛ «اوامر و نواهی در قرآن»؛ منتشرشده در وب سایت شخصی وی به آدرس: com، مورخ 23/02/94.
  22. مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار؛ چ2، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
  23. مکارم‌شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374.
  24. موسوی‌خمینی، سیدروح‌الله؛ مناهج الوصول الی علم الاصول؛ قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی;، 1415ق.
  25. ـــــــ؛ صحیفه امام؛ ج20، چ1، تهران: مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی;، 1378.
  26. Gadamer, Hans-Georg; Truth And Method (a); Second Revisd Edition Translated by Joel Weinsheimer and Donald G. Marshal, New York, 1994.