عقل و نقل از یک طرف و عرفان و شهود از طرف دیگر، بر ضرورت استاد راه و انسان کاملی که پیر طریق قرار گیرد و بین شاگرد و استاد سلوکیاش رابطه مریدی و مرادی باشد تأکید ورزیدهاند. برخی حتی بدون خضر راه، سیر راه ظلمات، و منهای معلم اخلاق و مهذّب نفس، حرکت کردن را غیرممکن دانستهاند یا گرفتاری در گرداب مهیب دریای خروشان سیر و سلوک و برخورد با موانع علمی و عملی شمردهاند، اما سخن در نوع رابطه مرید و مراد و نشانهها و مختصات هر کدام از آنها است. سخن در این است که آیا میتوان به راحتی استاد سلوکی و مراد مطمئن که دستش در دست انسان کامل الاهی باشد و فانی در شریعت حقه، راه رفته، سوخته، پخته و گداخته باشد پیدا کرد؟ آیا مرید صادق و شاگرد عزم جزم کرده و مستعد و مجاهد نیز هست؟ و دراینباره به آسیبهای جدی و آفتهای خطرناک پیشرو نیز اشاره شده است.
نوشتار حاضر ضمن بحث از ضرورت استاد سلوکی و اقسام آن براساس آیهها، روایتها و سخنان بزرگان حکمت الاهی و عرفان اسلامی به ویژگیها و شرایط هر کدام از مرید و مراد پرداخته و محاسن و معایب داشتن و نداشتن «استاد راه» را مورد تحلیل و تبیین قرار داده است و در پایان لطائف و اشارههای کلی و جزیی مندرج در قصه حضرت موسی و حضرت خضر را نیز مطرح کرده است. واژگان کلیدی: مرید و مراد، استاد سلوکی، شریعتگرایی، حضرت موسی و حضرت خضر، کشف و شهود.
قرآن کریم
نهج البلاغه
اصفهانی، ابونعیم، 1996م، حلیة الاولیاء، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
بهاری، محمد، 1384ش، تذکرة المتقین، مشهد: مجمع البحوث الاسلامی.