در گفتمان علم دینی، از جمله نظریههای قابلتوجه، نظریهای است که از امکان و مطلوبیت «تکنولوژی دینی» و عدم امکان و مطلوبیت «علم دینی» سخن میگوید و بر این باور است که «تکنولوژی» به دلیل فقدان ذات و خصلت کارکردی و پراگماتیسمی، به جهت خاصی تعلّق دارد، پس میتواند وصف دینی را بپذیرد؛ اما «ذات علم» به جهت خاصی تعلقبردار نیست، پس نمیتواند وصف دینی و غیردینی را بپذیرد. در این تحقیق هر دو رکن نظریه نقد و نقض شده است: اولاً خود تکنولوژی نیز دارای ذات و توان علّی است، والاّ کارکرد جدیدی تولید نمیشد. پس تکنولوژی هم نمیتواند متصف به دینی شود. ثانیاً با پذیرش عقل نقاد و گرانباربودن مشاهده از نظریه، حضور تعلق به جهت خاص را باید در متن علم نیز قبول کرد. درنتیجه ارتباط درهمتنیده انگیزه و انگیخته مانع از تفکیک علم و تکنولوژی در فرایند تولید علوم اسلامی میباشد و هر گونه تجویز برای زدودن بار ایدئولوژیکی از نظریهها نیز افتادن در دام ایدئولوژی غلط میباشد. توصیف و تبیین این نظریه با تحلیل نظری و روش گردآوری و تحقیقات کتابخانهای صورتگرفته است.