2
دانشآموخته سطح چهار تفسیر تطبیقی مؤسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه/ نویسنده مسئول
چکیده
جریان فکری «تفکیک» که ازحیث زمانی به دو دوره متقدم و متأخر تقسیم میشود، ضمن نگاه سلبی به عقلِ فلسفی در فهم قرآن کریم، صرفاً تفسیر بر اساس سنّت صحیح را میپذیرد. معاصران این جریان نسبت به متقدمان، رویکرد متعادلتری درپیش گرفتهاند و با تعریف خاصی از عقل، کارکردهایی برای آن در تفسیر قائلاند. مقاله حاضر به روش اسنادی در گردآوری اطلاعات و با رویکرد انتقادی، مبانی و روش ایشان در تفسیر را با محوریت آثارشان بهصورت مصداقی ارزیابی کرده و درصدد اثبات این فرضیه است که مبنا و روش تفسیری تفکیکیان معاصر باوجود امتیازاتی مانند اهتمام ویژه به فهم الهی قرآن یا بهکارگیری عقل تحلیلگر، با کاستیها و آسیبهایی روبهرو میباشد. مهمترین نقد، تقلیل معارف عمیق قرآنی به دلالت تطابقی و ظاهری، حجتدانستن ظهورات شخصی و مانعتراشی در معرفتبخشی برخی آیات است. این جریان همچنانکه مخالفان خود را به تحمیل یافتههای بشری در تفسیر قرآن متهم میکند، خود نیز بدون ارائه نظام دقیق از رویکرد معرفتشناختی و الزامات منظومه فکریاش، با پیشفرضهای تفکیکی در مبنا و روش تفسری، فهم خود از قرآن را همان معنای مستفاد از عقل فطری میداند. این امر وزانت علمی این جریان را فروکاسته و آن را در جایگاهی فروتر از سایر رهیافتهای تفسیری قرار میدهد.