تمدن اسلامی متوقف بر فرهنگ اسلامی است. قوام اسلامیت فرهنگ در گرو اسلامیت علوم انسانی است. بناشدن فرهنگ اسلام بر پایه دانش و ارزش غیرمسلمانان، ممکن نیست. در برابر علوم انسانی، انواعی از چالشهای نظری وفرهنگی وجود دارد که یکی از چالشهای نظری، ادعای عدم امکان علم دینی بهلحاظ تفاوت ماهوی روش آن دو میباشد. روش تجربی را روش علمی و روش دینی را غیرتجربی، غیرعلمی، ناهمساز و غیرمتداخل با علم دانستهاند. برخی برای نفی دین به این عقیدهگراییدهاند و برخی دیگر برای حفظ دین، از این تفکیک حمایت کردهاند. در نوشتار حاضر با ذکر بسامد علم در قرآن کریم و تحلیل آن، انگاره تفکیک کلی روش گزارههای دینی از گزارههای علمی را با عنایت به متن قرآنی و بسامد آیاتی که در عرصه علم است، با روش کتابخانهای و اجتهادی و با رویکرد انتقادی نسبت به الگوهای رقیب، بررسی خواهیم کرد و در چهارده بند، نتایج مترتبه را توضیح خواهیم داد. این جهارده بند مواردی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از برخی آیات، قابل استناد و کشفاند و بر امکان تولید علوم انسانی اسلامی ازمنظر قرآن کریم دلالت دارند.